برای تو ...

اصلا چرا دروغ، همین پیش پای تو

 

گفتم که یک غزل بنویسم برای تو

 

احساس می کنم که کمی پیرتر شدم

 

احساس می کنم که شدم مبتلای تو

 

برگرد و هر چقدر دلت خواست بد بگو

 

دل می دهم دوباره به طعم صدای تو

 

از قول من بگو به دلت نرم تر شود

 

بی فایده ست این همه دوری ، فدای تو!

 

دریای من ! به ابر سپـردم بیـاورد :

 

یک آسمان ، بهانه ی باران برای تو

 

ناقابل است ، بیشتر از این نداشتم

 

رخصت بده نفس بکشم در هوای تو

/ 5 نظر / 14 بازدید
ياسمن

سلام يه سايتي اومده که ميتوني بدون اينکه پولي خرج کني، ازش درآمد کسب کني اگه خواستي روي لينک کليک کن http://paidtologin.blogsky.com/

ياسمن

سلام يه سايتي اومده که ميتوني بدون اينکه پولي خرج کني، ازش درآمد کسب کني اگه خواستي روي لينک کليک کن http://paidtologin.blogsky.com/

انسانم آرزوست

درود وسلام آبجی دلنوشته زیبایی بود و دلنشین حق نگهدارت باد[گل]

كيوان

سلام .. خوبين .. آدم كه نبايد هميشه مثبت باشه .. خوبه بعضي وقتا هم منفي باشي

دریا

سلااااااااااااااااااااااااااااااام سالی عزیزم معلوم هست کجایی؟ دلم برات یه ذره شده خوبی عزیز دلم؟