زندگی

وقتی زندگی چیز زیادی بهت نمی ده دلیلش اونه که چیز زیادی ازش نمی خوای.

 تا حالا چقدر از زندگیت خواستی؟؟؟آیا تسلیم زندگی شدی؟؟؟

گاهی دوست داشتم تا اینقدر کودک باشم که بزرگترین شیطنت زندگیمو که نقاشی رو دیوار بود انجام بدمو، به اثر هنریم نگاه کنمو لذت ببرم. کاش کودک بودم تا از ته دل می خندیدم نه اینکه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم. ای کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتی و درد با یک بوسه همه چیز را فراموش می کردم. اما نیستم. میدونم. ولی پیداش میکنم. جایی نمیره. یه جا جاش گذاشتم دیگه....

زندگیتون وقتی زیبا و شیرین میشه که پندارتان ، کردارتان و گفتارتان نیک باشه. (زرتشت)

نیک فکر کردن و مخلص بودن بهترین چیزه... اگه انسان اینم نداشت چی می  شد؟ اما گاهی فکر می کنم آیا همه دارن... به سود خودت فکر می کنی یا به دیگران؟؟؟

خودتو دوست داری یا یکی دیگه رو؟؟

نه ناراحت و غمگین نیستم... اینقدر این مدتی که نبودم سرم شلوغ بود که نمی تونستم فکر کنم اصلاً کجای این زندگی مال منه.

خوب چشم. این پرستار کوچولو دیگه غمگین حرف نمی زنه. یعنی سعی میکنه... راستی زیادم این زندگی بد نیستا... خیلی ام خوبه... امروز تو شیفتم کاریم دو تا از مریض هام خیلی آروم رفتن... خیلی راحت از این دنیا دل کندن..کفتم چرا ما دو دستی به این دنیا چسبیدیم. درسته اولین باری نبود که مرگ رو میدیدم.اما مرگ باعث بیدار شدن روح ماست. اگه یادمون بیاد که ماهم یه انسانیم. حالا یه سوال از خودتون بپرسین !!! از زندگیتون راضی هستین؟؟ نه به سود خودتون نه!...

آیا دیگران از بودنتون راضی هستن؟؟؟

حالا اگه به نتیجه مثبت برسین یه حس خوبی بدست میارین.این میشه یه زندگی ناب... تا بعد

 یا حقلبخندفرشته

 

 

 

/ 8 نظر / 2 بازدید
تارا

سلام[گل] دیگران و نمی دونم ولی همین که همسرم از دستم راضی باشه واسم کافیه

سمانه م.

مرسی که به وبلاگم سرزدی! واسم دید پرستارها جالبه... باز هم سر خواهم زد.[لبخند]

سونیا

سلام عزیزم وبلاگت داره روز به روز بهتر میشه...آهنگشم زیباست بهت تبریک میگم//زندگیم در جریان و ما ناگزیر از زیستن..ولی گاهی هم زیبا میشه..تو همدلیهای دست نیافتنی..[گل]

سونیا

راستی از اینکه لینکمو گذاشتی تو وبلاگت..خوشحالم..و ممنون

مزاحم

شاید انروز که سهراب نوشت:تاشقایق هست زندگی باید کرد خبری از دل پر درد گل یاس نداشت باید اینجور نوشت هرگلی هم باشی چه شقایق چه گل پیچک و یاس زندگی اجباریست.

حکمت

جوانان امروزی نیروی فعال فردا می باشند. هستی کلیه موجودات از چیز بسیار کوچکی آغاز می گردد. نهال خُرد درختی بزرگ، جوی باریک رودخانه و نوزاد کوچک مردی قوی هیکل می شود، تا درسها و تجربیاتی را که در جوانی کسب کرده مورد عمل گذارد و از آن حسن استفاده یا سوء استفاده برد. لیکن با وجودی که در جهان مادی مردی است قوی هیکل، از لحاظ روحانی کودکی است خُرد. جهان چون کودکستان و دبستانی است، که مرد بایستی در آن، به وسیله زندگانیهای بی شمار و کسب تجربیات از اضداد، چون رنج و شادی، درد و خوشی، خوبی و بدی، ثروت و فقر درسهای روحانی بیاموزد.

حکمت

زندگی در صورت استنباط درست، عبارت از خنده و مضحکه است. در صورت عدم استنباط درست، درد و بلا به دیده می آید، لیکن اگر بر این دو حال غلبه حاصل گردد، به آرامش سرمدی تغییر صورت می دهد. زندگی برای رهروان طریق، آزمایشی است سخت، ولی اگر با مهر و عشق طی گردد، بهترین چهره آن به جلوه در می آید.

رفیق

آدم ها دیگر وقت شناختن ِ هیچ چیز را ندارند. همه‌ی چیزها را ساخته و آماده از فروشنده ها می خرند. ولی چون کسی نیست که دوست بفروشد، آدم ها دیگر دوستی ندارند. آدم ها این حقیقت را فراموش کرده اند. اما تو نباید فراموش کنی. تو مسوول همیشگی ان می شوی که اهلیش کرده ای. تو مسوول گلت هستی... همان مقدار وقتی که برای گلت صرف کرده ای باعث ارزش و اهمیت گلت شده است. این راز ساده را در خاطرت همیشه نگهدار که فقط با چشم دل می توان خوب دید. اصل چیزها از چشم سر پنهان است. اصل چیزها از چشم سر پنهان است...