معرفی یه دوست و داستان عشق به من

با سلام به همه دوستای گل وبلاگیم. شرمنده از نبودنم. و شرمنده همه محبت های نورانیتون. امروز داشتم به وبلاگ یکی از دوست ها سر میزدم. مطلب جالبی در مورد علوم پزشکی و مخصوصا شاخه علوم گیاهی دیدم. دوست دارم. شما هم اگه وقت کردین. یه سر به دوستمون بزنین. وبلاگشون علمیه. و روی شاخه گیاه پزشکی کار میکنن. آدرسشو اینجا میذارم. شاد باشید و سلامت. یا حق

    http://7p.persianblog.ir 

-----------------------------------------------------

دخترم سارا و من با هم دوستان خوبی بودیم. او با شوهر و بچه هایش در یکی از شهرهای نزدیک زندگی می کردند و همیشه با هم یا تلفنی صحبت می کردیم یا به من زود زود سر می زد.
وقتی تلفن می زد همیشه می گفت: سلام، مادر، منم و من هم می گفتم: سلام من، چطوری؟ او حتی زیر نامه هایش را همیشه "من" امضا می کرد و من هم برای اذیت او را "من" صدا می کردم.
بعدها سارا به طور ناگهانی و بی مقدمه در اثر خونریزی مغزی جان خود را از دست داد. ناگفته پیداست که تمام وجودم تحلیل رفت. چرا که هیچ دردی برای من به اندازه از دست دادن تنها گل زندگی ام نبود.
تصمیم گرفتیم اعضای بدن او را به دیگران اهدا کنیم تا شاید این وضعیت غم انگیز و اسف بار را به امری نیکوکارانه بدل کرده باشیم. چیزی از این حادثه نگذشته بود که سازمان بازیابی و اهدا اعضا به من اطلاع داد که اعضای بدن دخترم را در کجاها مورد استفاده قرار داده اند.
حدود یک سال بعد نامه زیبایی از مرد جوانی دریافت کردم که لوزالمعده و یکی از کلیه های دخترم را به او اهدا کرده بودند.
در نامه خود از کار من و خانوده ام بسیار تشکر کرده بود و زندگی خود را مدیون ما می دانست و من در حالی که غم از دست دادن دخترم را به یاد داشتم گریه می کردم و نامه را می خواندم.
به آخر نامه که رسیدم، می خواستم بدانم این نامه را چه کسی نوشته است و در عین ناباوری در زیر نامه نوشته بود "من"

--------------------------------------

روزی پادشاهی سنگ نسبتا بزرگی را بر گذرگاهی باریک قرار داد، به گونه ای که ارابه ها و گاری ها و حتی گاه پیاده ها برای گذر از آنجا مشکل داشتند. خود نیز به کمین نشست تا واکنش مردم را ببیند. مدت ها گذشت... همه با دردسر از کنار سنگ رد می شدند و فقط به غر زدن اکتفا می کردند. روزی پیرمردی روستایی از آنجا رد می شد و سنگ را دید. کوله بارش را زمین گذاشت و با زحمت زیاد سنگ را جابجا کرد و جاده را باز نمود... ناگهان متوجه کیسه ای در زیر سنگ شد. کیسه را باز کرد. نامه ای بود و مقدار زیادی سنگهای قیمتی. در نامه نوشته شده بود این پاداش کسی است که به جای غر زدن و اعتراض کردن به روزگار، زحمت عوض کردن اوضاع را به خود می دهد.
 

/ 38 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خادم خلق الله

با سلام و با تبریک میلاد حضرت پیامبر (ص) و امام جعفر صادق (ع) و باتشکر از حضور شما در وبم . آمدم و برای دیدار شما در وبم لحظه شماری می کنم . آپم [گل]

آیدین

وخواب که می گشاید چشم سینه می شود پلک پنجره وزمان چه حقیر که گونه تر نمی کند براین خواب چشم ها که میان بیداری سیر می کنند. و خواب که می گشاید چشم فریاد سکوت می کند و زمان جوان می شود همراه دلهایی که میان خواب وبیداری پیر می شود وخواب که می گشاید چشم چشم ها به خواب می روند چشم ها یی که نگاهشان بخواب رفته بود! [گل]

خادم خلق الله

با سلام و باشکر از حضور شما در وبم . پیشاپیش سال نو رو به شما تبریک می گویم [هورا][هورا]

رضا

[گل][گل][گل][گل]تقدیم به روح بزرگ ؟؟؟؟من؟؟؟؟ امیدوارم قرین رحمت خداوند متعال باشد بزرگترین کار انسانی ممکن را انجام داده اید.مطالب بسیار عالی میباشد موفق باشید[گل][خداحافظ]

jouliet

خیلی خیلی جالب بود... البته اولی یکم غمناک بودش و البته زیبا و بعدی هم خیلی خوب بود... [دست][دست] ممنون که به من سر می زنی دوست خوبم.. [گل][گل][گل]

پیمان

دنبال نشانه نگرد تا خدا را بیابی........ تو خود نشانه خدایی....... خسته نباشی...! مطالب مثل همیشه عالی بود...! سال تازه هم مبارک...!!!

آیدین

چون عشق ـ با بهار بیا،ای سبز تا گل کند ترانه ی ما ، ای سبز دیریست ـ درحضور فراموشی دل بسته ایم یاد تو را،ای سبز هر صبح ـ دربرابر آیینه ماییم ودست سبز دعا ای سبز درانتظار آنکه برآیی ،سرخ از پشت مرز ثانیه ها ،ای سبز غیر از دو چشم مات ودلی مبهوت چیزی زما نمانده به جا ،ای سبز بی رنگ آسمانی چشمانت خالی ست زندگی ز صفا ،ای سبز دیگر بس است غیبت طولانی بیرون بیا ـ تو را به خدا ـ ای سبز در این کویر خشک و پراز خاشاک چون عشق با بهار بیا ،ای سبز [گل] [گل] امیدورام سال خوبی داشته باشی

بهار

سلام... پیشاپیش سال 88روتبریک می گم... بهاری باشید...

صادق آزادانی

سلام امیدوارم سال خوبی داشته باشید حرفتون خیلی درسته اما یک وقتهایی حتی اگه پنجره را باز کنی منظره قشنگی نمی بینی مهم اینه که همیشه واقیعتها رو ببینی موفق باشی