یادش بخیر کودکی مون

یادش بخیر کودکی مون

 

خنده های دزدکی مون

 

همبازی بودیم تو کوچه

 

لبتو نزدیک میاری

 

بوسه رو چشام میذاری

 

کسی نگفت این کار بده

 

با خنده گفت این کار شده

 

لبخند مهتاب که می شد

 

خوردن کباب که می شد

 

مامان سفره رو پهن میکرد

 

خوردن مون آغاز می شد

 

با خنده کباب میخوردیم

 

شامو با همه می خوردیم

 

تنها مونده یادگاری

 

شده برام بیقراری

 

آخ که چقدر بدم میاد

 

از این روزهای تکراری

 

آخه بزرگ دیگه شدیم

 

مثل آقا گرگه شدیم

 

چنگ میندازیم به هم دیگه

 

کسی نبود که صلح بگه

 

وقتی که من دلگیر می شم

 

چشامو رو هم میذارم

 

کودکی مو یاد میارم

/ 10 نظر / 5 بازدید
ناهید

امروز کودکان را دیدم که چه عاشقانه از عشق بودن در کنار هم غرق غرق بازی کودکانه خود بودند این احساسات تا جایی می رفت که از ذوق به آغوش هم می رفتند و شادی می کردند بهمین سادگی عشق را به پاکی روح کودکانه اشان دیدم و درسها گرفتم آی آدمها پس چرا وقتی به بلوغ فکری می رسیم بجای بیشتر ذوق کردن از بودن در کنار یکدیگر انقدر دلگیر و ناراحت برخورد می کنیم آیا بهتر نبود ما همان کودک می ماندیم تا بزرگی که اصلا" چیزی دیگر برایش خوشایند نیست دیگر چیزی او را به سادگی خوشحال وخندان نمی کند این چه رسمی است با بزرگ شدن عشق در ما کمتر شود......... خدایا چرا نعمت عشق را در ما تازه و سر زنده نگه نمیداری چرا ما را ازعشق وجودت لبریز نمی کنی تا از عشق تو به عشق زمینی و دوستی برسیم .........

فرهاد

خدا نکند کة من قصد را ةنمایی داشتة باشم[ناراحت]...منظور از دل بیچارة عاطفی بودن مفرط شما بود...من قصد بی ادبی ندارم...خوشحالم کة دل شاد وخیال راحتی دارین...ارزو دارم تا ابد دلشاد بمونید...خستة نباشین...یا حق...برای منم دعا کن[گل]

محبوبه مامان طاها

سلام خاله مهربون طاهاي عزيزم و دختر گل خودم خوبي عزيز دلم خدا بهت قوت بده خوش به حالت كه اين همه كار خوب و پراز كار خيري را داريد خوش به حالت تو را خدا منرا هم دعا كن ميدونم تو خيلي مهربوني و دلت خيلي پاكه قربونت بروم دختر گلم اميد وارم كه خدا جواب خوبيهات را بده و در زندگي خيلي خيلي خوشبخت باشي البته بدون كه خوشبخت واقعي هيچيكي نيست و همه چيز نسبي هست و دست خود ادم هست كه احساس خوشبختي بكنه خوشبخت باشي عزيزم[گل]

Shadmehr Lover

سلام...بسیار خرسند گشته ایم از آشنایی با شما عزیز دل برادر[عینک]...مثه اینکه این وسط یکی پیدا شده که از من بهتر می نویسه و اونم تویی...[دست]شما لطف داری که میگی من خوب می نویسم ولی مال ما که در مقابل شما اصلا به چشم نمیاد.[چشمک]اگه اجازه بدی لینکت کنم...موفق باشی و تا بعد [گل]

اميد

سالی سلام [گل][گل][گل] تو اولین نفری هستی که در مورد این موضوع پیام گذاشتی. واسه ی خودم خیلی جالبه. من به تاریخ خیلی علاقه دارم و خیلی دنبال این جور چیزا هستم. ضمن اینکه بهونه ای واسه دوستی بگذریم که تو این دوره همه دنبال بهونه ای هستن تا دوستیشونو ... . یکی از خوشحالیای همیشه ی من تولد تو اون بیمارستان و اون منطقه هست.[لبخند] بازم از لطفت ممنون. بازم به من سر بزن. همیشه موفق باشی.

اميد

چه موسيقي دلنشيني.............[تایید][گل][گل][گل]

سعید

سلام چطوری خواهر جون؟ خوبی به نظرت چطور این همه محبتت رو میشه جبران کرد؟ چه شعر توپی؟ وای خداااااااااااااااااااااا ممنون دکتر جون آهنگت حرف نداشت وبت هم همینطور اصلاض نمیمدی وب من کپک میزدا دمت گرم بابت همه چیز چاکرم آبجی دکتره بازم بیایا[گل][گل][گل][ماچ][قلب][قلب]

سعید

ایووووووووووووووووووووووووول دکتذ جون [گل][گل][گل][گل]