در خلوت ... یاد تو

هر که را اسرار حق آموختند             مهر کردند و دهانش دوختند

 

....

 

ای عشق با تو در خلوت شبهایم خواندم...

چه زیبا بود...

 

در این خلوت تنها یاد توست که آرام می کند درون نا آرامم را...

همین که یاد تو می آید سبز می شوم... سرشار می شوم از تو...از حس تو...

از بودنت سرشار می شوم...

 

اما این که رسمش نمی شود ...

اینکه فقط من حرف بزنم و پر چانگی کنم... تو هم فقط نگاهم کنی...

می بینی چقدر درد دل دارم... دلم لک زده برای لحظه و ثانیه ای که جوابم را بدهی...

می دانم که موسی نیستم ... موسی نیستم که همانند او با تو حرف بزنم...

 

می دانم که تو گاهی دعوتمان می کنی به نگاه...به نگاه کردن به اطرافمان...

به این که چگونه از هیچ، همه چیز خلق می کنی...

می دانم که این ها همه نشانه و صدای توست... خوب می دانم ولی باز دلم بهانه می گیرد...

 

مشتی خاک برداشتم و با خود گفتم آخر تو چگونه از هیچ همه چیز خلق کردی؟

آن موقع با خود گفتم: خدایا تو معرکه ای...

 

....

 

در جواب تمام سوال هایم جمله ای را دیدم...

 

خواندم که وقتی حجاب خود بینی را برداشتی حق به اسماء و صفاتش جلوه می کند...

 

شبیه قصه ها می شود اگر بگویم خودم را نمی بینم...

 

 

                                  زیرا که واقعیت چیز دیگری است...

/ 14 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
masih

سلام لینکت کردم تا هر روز سراغتو بگیرم masih

مهدی یزدی

سلام دوست عزیز وبلاگ‌نویسی مثل بعضی چیزها مزه می‌دهد. مثل دزدکی سلام کردن و زیر جلکی ریسه رفتن.

سونیا

راستش سالی عزیزم..وقتی نوشته هاتو میخونم..بار دیگه به عظمت خداوند پی می برم..نه تنها قلم زیبات بلکه جاذبه ای که در کلام پاک و بی آلایشت احساس میکنم اشک شوق به چشمم میاره..حرفای دل من هم بود آنچه تو گفتی عزیزم..شاید من هم هنوز خودم رو کنار نذاشتم که پر وردگار مهربونمو سیر ببینم و صداشو بشنوم..دیروز همین رازو نیازو با خدای خودم داشتم و امروز از زبان عزیزم شنیدم..چقدر خوبی سالی ناز من..دوستت دارم[ماچ][قلب]

الهه

سلام واژ هایتان از دل می آید و بر دل می نشیند ... به حرمت لحظه ای که شبیه قصه ها شدید اگر گفتید خودم را نمی بینم... چون واقعیت چیز دیگری است... التماس دعا [گل]

masih

سلام سراغتو امروزاز باد گرفتم .... تو باز هم خوبی ......[گل] masih

مهدی یزدی

مرسی که نظر گذاشتین... چشم به پیشنهادتون فکر می کنم...[گل] آهنگ زیبایی رو انتخاب کردی امید وارم آهنگسازش از پیانوی سفید استفاده کنه...[گل]

shabnam

salam sade man ham shoru kardam[گل]

خادم خلق الله

سلام خواهر خوبم بسار قشنگ و آموزنده بود

سونیا

تونستی یه سر به وبلاگم بزن زیبای من[گل]

دریا(دریای شرقی)

سلام سالی جون خیلی قشنگ نوشتی عالی.... میان عاشق ومعشوق هیچ حائل نیست توخود حجاب خودی حافظ از میان برخیز این شعررو لسان الغیب شیراز واسه همین گفته گلم ...اگر منیت رو کنار بگذارم روح پاک به اصلش بر میگرده غبار چهره جان میشود حصار تنم خوش آن دمی که پرده از این چهره برفکنم مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک چند روز ی قفسی ساخته اند از بدنم[گل]