و خداوند دمیده در کالبد جهان

ای درخشش پاک جویباران
ای شکوه و عظمت آسمان
ای جوشش آب چشمه ساران
من چگونه خداییت را سپاس گویم حال آنکه این زبان که در توصیف رحمان بودنت زبون است تو خود به من عطا کردی.
هر بامداد آن لحظه که ندای مهربانیت به گوش می رسد آن دم که نغمه فراخوانی تو به محفل دوستان در گوش طبیعت طنین انداز است وقتی بر می خیزم که ندایت پاسخ دهم چگونه برای دوباره برخاستنم تو را شکر نگویم ....
/ 2 نظر / 56 بازدید

[لبخند]

(m.j)

سلام, با قلبت شکر بگو ممنونم که به وب خودت سر زدی بازم از این کارای بد بکن. یه سوال: تو سالی نیستی تو وبلاگ سونیا؟ کامنت های قدیمیتو خوندم خیلی خوب بودن