حس وجودی عشق

لطافت خنده ها و چشمان بارانی ات را دیدم

هرگز به محبتت پشت نکرده ام که دوباره

بازگردم…

حالا تنها صدای سکوت را می شنوم و با دهانی بسته فریاد می کشم

و بی اشک می گریم

در شبهای بی ستاره ، هق هق گریه هایم را نشنیدی؟!…

من کنار توهستم

در قطره های باران

در تمام ژاله های سحر گاهی بر برگ گل

بر پیشانی شرمگین از گناهی نکرده

من همین جا هستم .

تو فقط چشمهای خواب آلودت را بگشا

من

همه پنجره ها را خواهم گشود 

-------------------------------------------------------------------

اتاق من در بالاترین طبقه برج بود .جایی نزدیک به آسمان

دلم گرفته بود . ناگهان بادبادکی را دیدم

چطور یک بادبادک با دنباله ای کاغذی توانسته بود تا این بالا بیاید ؟

عجیب بود

پنجره را باز کردم . اگر کمی خم می شدم دستم به بادبادک می رسید

ولی فکر کنم زیادی خم شدم

و بعد رها

مثل بادبادک با دنباله ای کاغذی …

--------------------------------------------------------------

نمی دونم چه مدت بود که خیره شده بودم . اما شارژ لپ تاپم تموم شده بود و خودش خاموش شده بود بدون اینکه من بفهمم. خیره شده بودم به پشه ای که در فاصله بین کرکره و پنجره گیر کرده بود و مدام خودش رو به شیشه می کوبید و عقب و جلو می رفت تا راهی برای خلاصی پیدا کنه و …

چرا صورتم خیس بود؟

از کی تا حالا حشرات برایم مهم شده بودند ؟

فهمیدم .

من خودمو توی جسم کوچولوی اون پشه دیده بودم . که چه بی خودانه تلاش می کنه که خلاص بشه و حتی تله ای که توش افتاده اونقدر احمقانه اس که حدود اندازه نداره و .........

و چرا هیچ کمکی، به اون پشه نکردم ؟

چون وجودش یا نبودش برای هیچ کس مهم نیست .

و هیچ کجای این دنیا دردش نمیاد ،اگه اون پشه تا ابد تقلا کنه و خودشو به پنجره بکوبه ،

حتی کسی نمی بیندش.......

هیچ کسخیال باطلتصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

/ 35 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
جوجو

چهار نفر بودند بنامهاي همه كس-يك كس-هر كس و هيچ كس يك كار مهم وجود داشت كه ميبايست انجام مي شد و از همه كس خواسته شد آن را انجام دهد. همه كس ميدونست كه يك كسي آن را انجام خواهد داد هر كسي ميتوانست آن را انجام دهد اما هيچ كس آن را انجام نداد يك كسي از اين موضوع عصباني شد به خاطر اينكه اين وظيفه همه كس بود. همه كس فكر ميكرد هر كسي نميتواند آن را انجام دهد اما هيچ كس نفهميد كه هر كسي آن را انجام نخواهد داد. سرانجام اين شد كه همه كس يك كسي را براي كاري كه هر كسي نمي توانست انجام دهد و هيچ كس انجام نداد سرزنش كرد. سلام..کم پیدایی خانومی؟به منم سر بزن....می خوام جدید بنویسم...همراه میخوام..منتظرم

منیر

به تو عادت کرده بودم اي به من نزديک تر از من اي حضورم از تو تازه اي نگاهم از تو روشن به تو عادت کرده بودم مثل گلبرگي به شبنم مثل عاشقي به غربت مثل مجروحي به مرهم لحظه در لحظه عذابه لحظه هاي من بي تو تجربه کردن مرگه زندگي کردن بي تو من که در گريزم از من به تو عادت کرده بودم از سکوت و گريه شب به تو حجرت کرده بودم با گل و سنگ و ستاره از تو صحبت کرده بودم خلوت خاطره هامو با تو قسمت کرده بودم خونه لبريز سکوته خونه از خاطره خالي من پر از ميل زوالم عشق من تو در چه حالي [گل][گل][گل]

منیر

به تو عادت کرده بودم اي به من نزديک تر از من اي حضورم از تو تازه اي نگاهم از تو روشن به تو عادت کرده بودم مثل گلبرگي به شبنم مثل عاشقي به غربت مثل مجروحي به مرهم لحظه در لحظه عذابه لحظه هاي من بي تو تجربه کردن مرگه زندگي کردن بي تو من که در گريزم از من به تو عادت کرده بودم از سکوت و گريه شب به تو حجرت کرده بودم با گل و سنگ و ستاره از تو صحبت کرده بودم خلوت خاطره هامو با تو قسمت کرده بودم خونه لبريز سکوته خونه از خاطره خالي من پر از ميل زوالم عشق من تو در چه حالي [گل][گل][گل]

غریبه آشنا

بسیار زیبا بود، آرزومند آرزوهایتان هستم، پاینده باشید

جزئیات

ا قالبتو عوض کردی تبریکات ...

غریبه آشنا

قالب قبلی رنگ آسمان دلهای ما و شما بود‘ قالب جدید هم خیلی زیباست‘ ژیروز باشید

غریبه آشنا

وقتی خداوند از خاک انسان را آفرید‘ خاک رو به خدا کرد و گفت: آن روز گل بودم میگریختم‘ امروز هم دل شدم در می آویزم‘اگه آنروز به یک گل دوست نداشتم‘ امروز به غرامت آن به هزار دل دوست می دارم

سامان

قالب و موزیک جدید وبلاگت واقعا عالیه بهت تبریک میگم پرستار کوچولوی مهربون