دانه عشق

بال های امیدم به شوق دیدن توست که نشانی از پرواز را با خود دارند

 حالا که هر دَم در نفس های عاشقانه ام حضور داری می توانم بر فراز قله های سر بلند و قد برافراشته، در میان اعصار قرون به دنیا نگاهی عاشقانه بیندازم و فریاد کنم سرود روشن محبت را،

ای کبوتر دیار عاشقی

---------------------------------------------------

یه روزی دست زمونه

توی باغچه ی یه خونه

مارو کاشت با مهربونی

پیش هم مثل دو دونه

بارون اومد پا گرفتیم

ما تو باغ ماوا گرفتیم

دوتایی توی خاک باغچه

ریشه کردیم جا گرفتیم

توی خاک زیر بارون

گلامون گلهای شادی

توی یه گل خونه گرم

دوتایی تا بی نهایت

جا گرفتیم

/ 29 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علیرضا

ممنون دوست عزيز اگه يادت باشه از همون اول قرار شد همگي به هم واسه پيشرفت زندگيامون به هم كمك كنيم يه مدت كم كار شدم ولي منتظره يه انفجار باشيد[گل]

علیرضا

منتظر سونامیه فکر نو باشید[عینک]

ش

من مادرمو خیلی دوست دارم خیلی باهم اختلاف داریم ولی همینا هم برام شیرینه مشکل بزرگه من آدم ها هستن در کنارشون احساس آرامش نمیکنم دیروز رفتم روان پزشک برام دارو های بیماری روانیا رو نشوشگ بهش گفتم واقعا تصور کردی من روانیم گفت نه بهش گفتم ما روانی نیستیم اگرم بشیم به دست خود شما میشیم من دختر ظاهر شادی هستم نمیذارم کسی بفهمه چم هست نمیذارم کسی بفهمه غصه دارم ولی از ریختن داخل خودم خسته شدم

علیرضا

کسی هست که از بهتر شدن بدش بیاد؟[سوال] آپم[گل]

كمال

[گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل] موفق باشـــــــــــــــــــید .

كمال

[گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل] موفق باشـــــــــــــــــــید .

انیس

سلام بهم سر بزنی خیلی خوشحال میشم

علیرضا

ممنون از حضورت[گل] عجیب شاعرانه می پسندی نوشته هایت را[تایید]

علیرضا

دوست گلم تو یکی از کسایی هستی که به من انرژی می دی. . . واسه اینم تا آخرش باهاتم که برسیم به بهتر شدنی که میخوایم برسیم. . . گفتم ،هیشکی کامل نیست. . . هر کسی هر مشکلی داره میتونه اونو از بین ببره. . . همین که تصمیم گرفتی تغییر کنی قدم بزرگی برداشتی فقط خسته نشی. . . همین چون یه وقت می بینی اونجایی که خسته شدی و وایسادی با هدفت یه قدم فاصله داشتی