کاش اینه میدانست

خسته بودم و چهره ام درهم رفته .

روبروی آینه ایستادم 

باز هم آینه اخم هایم را به تماشا نشسته بود 

آینه همیشه مرا میپاید 

وقت خستگی ها 

وقت دلتنگی ها 

وقت شادی 

وقت لبخند ...

راستی ؛ آینه ها لبخند را میفهمند ؟

آینه از ترک های صورت من چه میداند ؟

امروز من به تماشای آینه رفته بودم 

آینه تا مرا دید از من رو برگرداند 

نیمدانم چرا 

امروز که با لبخند آمده بودم 

امروز که خواستم همه هم و غم

 خود را با یک لبخند در مقابل آینه فراموش کنم 

امروز چرا آینه با من رفیق نیست ؟

امروز که برای آینه اشکی به ارمغان

نیاورده بودم پس چرا آینه از من رو گرفت ؟

میدانم .

امروز آینه ها هم بیتابند 

امروز آینه ها دیگر تاب دیدن مرا ندارند 

امروز آینه ها هم میدانند که چه برسرم آمده 

نمیشود 

دیگر نمیشود مخفی کرد 

آینه ها خوب میدانند که ترک های

چهره ام از گذشت زمان نیست 

آینه ها میدانند که بر زمینم زدند و ترک برداشته ام 

دیگر آینه ها را نمیتوان فریفت .

آینه سکوت کرده بود .

نمیدانستم چه باید بکنم 

من این سوی آینه اشک  می ریختم

و آینه همچنان از من رو گرفته بود 

اندکی سکوت کردیم . 

هر دو مان 

هم من و هم آینه 

به آرامی آینه را برگرداندم 

باور نیمکردم آینه ها هم اشک بریزند 

اما آینه خیس خیس شده بود 

آینه را که برگرداندم صدای شکستنش را شنیدم 

آینه دیگر تاب نیاورد 

آینه شکسته بود 

و نمیدانست که بازتاب اشکهای من

در تکه های شکسته اش دو چندان میشود 

آینه نمیدانست 

نمیدانست 

کاش آینه همچون من ، اندکی مقاوم تر بود  ...

 

/ 5 نظر / 3 بازدید
nini

http://mioad.mahblog.com تورو خدا برو به این وبلاگ و یه رای بده(جون هر کی دوست داری یه رای بده قول میدم 2دقیقه طول نکشه)/

كمال

اولین باری که موی سفید را در اینه دیدم دگه از اینه ترسیدم اما وقتی دوستانم را دیدم با بعضی هاشون ارامش پیدا کردم اما با بضی هاشون بیشتر غصه خوردم و دلم گرفت تا اینکه نتیجه گیری کردم دیدم که در کل این واقعیت است و تر سیدن از ایینه مشکل را بد تر میکند الان موهای که روی چونه ام هست و 3 تا شده اند با بیخیالی نگاه میکنم و باید بداننم که بیشتر هم میشوند این یه حقیقت است و باید پزیرفت ......

انسانم آرزوست

سلام سلامی به رسم ادب ودوستی.هر دردی پادزهری داردوپادزهردرد من نوشتن است.[گل]

انسانم آرزوست

کاش آینه همچون من ، اندکی مقاوم تر بود ... کاششششششششششششششششششش[متفکر]

سونیا

سالی من چقدر زیبا نوشتی نمیدونم تازه کیا چم شده راستش میدونی که کسی نیستم که با حس منفی آىم تو یه جوب بره ولی نمیدونم چه مرصی گرفتم وقتی غمگین مینویسم آروم میشم..بدون اینکه حس منفی شو بخونم جالب اینجاست که خواننده ها هم منو حس میکنن و با غم من هم سازگارن..تو که زیبایی و سالی من شاید کمی خسته..ولی اگر آینه مثه ما بود که دیگه گولمون نمیزد..مگه نه ناز نازی من..میبوسمتت زیاد