فقط مرا بخوان
دلم باز هم در کوچه پس کوچه های پرپیچ وخم قدیمی پر می زند اما کجاست
آوای زندگانی که صدای مرا در دل کوچه بپیچاند.گویی ادم ها خودخواه شده اند و فقط چیزهایی را که خود بخواهند می بینند و می شنوند گویی دیگر به ندا های قلب خود گوش نمی دهند شاید چون قلب خود را کاغذی تصور می کنند.
قلب کوچک دوست داشت احساس داشته باشد و صدای زندگی را لمس کند
دوست داشت زندگی در درونش بتپد .....  بورزد و جریان داشته باشد
قلب کوچک وتنها دلش تنگ شده بود برای کوچه های قدیمی پر از خاطره های شیرین خسته شده بود از همه چیز
قلب کوچک به دنبال کسی بود که با او درددل کند او دنبال یک همدرد می گشت
او دنبال فرشته خدا بود تا به خدا برسد او نمی خواست بی ارزو بمیرد
دوست داشت برای یکبار هم که شده طعم زندگی را بچشد و با تارو پود وجود خود صدای ان را بشنود
اما دور و برش همه مثل هم بودن وکسی نبود که با دیگری کمی فرق داشته باشد
قلب کوچک حرف نزد او انقدر حرف نزد که حرفهایش بغض شددر گلویش و گلویش را تنگ و پر کرد از حرفهای نگفته او می خواست صدایش را همه بشنوند
فکر کرد خوب است فریاد بزند اما از خدا خجالت کشید خواست مظلوم شود
پیش خدا گریه کرد خواست درماندگی اش را نشان بدهد اما بعد سکوت کرد
خدا که قلب کوچک را ساکت دید به او گفت تو قلب کوچک من در دنیای بزرگ و پهناور من هستی تو فقط مرا بخوان تا کمکت کنم تا تمام جهان را از صدای تو پر کنم 
تو فقط مرا بخوان تا من حرفهایت را به گوش همه برسانم
قلب کوچک گوش داد و فقط خدا را صدا کرد  طولی نکشید خدا ادمک را سر راهش قرار داد
فرشته ای که مظهر وجود خداوند در زمین بود قلب کوچک گرم شد و کم کم بزرگ و بزرگتر شد تا شد بابا لنگ دراز و ادمک شد قاصدک تا حرفهای بابا لنگ دراز را به تمام دنیا برسونه حالا دیگه بابا لنگ داز هر چی می خواهد می گه اما ارام 
حالا دیگه دلش گرمه حالا می دونه هم خدا به حرفهاش گوش می ده هم فرشته مهربونش
وهم همه دنیا می تونند صداشو بشنوند
نویسنده: قاصدک
سلام به همه دوستهای قدیمی.
------------------------------------------------------------------------
دوباره برگشتم.
راستشو بخواین هیچ جا خونه آدم نمی شه
میخوام بمونم و دوباره شروع به نفس کشیدن بکنم.
توی این مدت همه دوستهای خوبم. بهم خیلی لطف داشتین.
خیلی سعی کردین بمونم و مقاومت کنم.
موندم.با صبر موندم و دوباره شروع کردم.قوی تر از قبل.
مرسی که همیشه کنارم هستین.
به خصوص از قاصدک دلم.
مرسی که کمکم کردی و با بودنت خیلی چیزا رو بهم ثابت کردی
قاصدک سفید زندگی من.


تاريخ : ۱٠ بهمن ۱۳۸۸ | ۸:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پرستار کوچولو سالی | نظرات ()
  • ایران موزه
  • آسمان