امروز میخوام از تاریخچه حافظ براتون بنویسم. آیا تا حالا میدونستین، که چرا فال حافظ در بین ایرانیا جا افتاد.؟

روزی حافظ بعد از اینکه اشعارش را ترویج داد و کل عالم به حضورش پی بردند.بر اثر کهولت سن می میرد و عالمی در حال از نبودش غمناک می شوند.

در اون دوران ، عده ای کثیری ، به مسلمان بودن یا نبودنش شک کردند.

آنها میگفتند: او مسلمان نیست. اون تنها عاشقی دیوانه بوده که خواسته دلش را با این اشعار خوش کند. 

البته همین جا تاکید می کنم. آدم دیوانه باشه اما ضرری به کسی نرسونه

 

خلاصه براتون بگم.

حافظ می میرد و جنازه اش بر خاک باقی می ماند. مسلمانان اجازه نمی دادند که او در قبرستان مسلمانان دفن بشود. 

حافظ با همه کاغذهای اشعارش بر زمین ماند و مردم در اطرافش به نزا مشغول بودند.

آنها تمام دعوایشان بر این بود. که اون جهنمی ایست. او جایی در بهشت ندارد. بس مسلمان نیست.

 خلاصه در بین این هم همه، باد شدیدی می آید و تمام دست خطهای حافظ به هوا میرود. مردم در پی این ماجرا تصمیم می گیرند که او را بر زمین بگذارند و بروند.

تا یک نفربه صورت تصادفی از کاغذهای پخش شده ، یکی را بر میدارد و به طور ناخود آگاه بلند می خواند. 

قدم دریغ مدار به جنازه حافظ       اگرچه غرق گناه است می رود به بهشت 

لسان الغیب بودن حافظ ماجرا در این دارد.

 

امیدوارم ما هم به درجه ای از دیوانگی برسیم که لااقل دنیای الهی برامون باقی بمونه.

 

عرفان ساده به دست نمی یاد. اما میشه به دستش آورد.  مگه نه؟ یا حقفرشته

 

سلام به دوستای گلم. امروز دوست دارم این متن را تقدیم کسی کنم. که خودش میدونه. 

 

نویسنده : برای گل یاس منقلب

 



تاريخ : ٢٤ فروردین ۱۳۸۸ | ٥:٤۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پرستار کوچولو سالی | نظرات ()
  • ایران موزه
  • آسمان