آهنگری بود که با وجود رنج های متعدد و بیماری اش عمیقا به خدا عشق می ورزید .

روزی یکی از دوستانش که اعتقادی به خدا نداشت از او پرسید: تو چگونه می توانی خدایی را که رنج و بیماری نصیب می کند دوست داشته باشی؟

آهنگر سر به زیر آورد و گفت:

وقتی می خواهم وسیله ای را بسازم. یک تکه آهن را در کوره قرار می دهم سپس آن را روی سندان می گذارم و می کوبم. تا به شکل دلخواهم در آید.

اگر به صورت دلخواهم در آمد. می دانم که وسیله مفیدی خواهد بود اگر نه آن را به کنار می گذارم. همین موضوع باعث شده است که همیشه به درگاه خداوند دعا کنم که :

خدایا مرا در کوره رنج قرار ده اما کنارم نگذار.

 



تاريخ : ٩ بهمن ۱۳۸٧ | ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پرستار کوچولو سالی | نظرات ()
  • ایران موزه
  • آسمان