باز هم با نام تو افسانه ای گلریز شد

 

بازهم در سینه ام عشق تو شور انگیز شد

 

بازهم همراه بوی میخک و محبوبه ها

 

خاطراتم پر کشید با یاد تو در کوچه ها

 

بازهم وقتی نگاهت گیرد از من فاصله 

 

دیده ام می بارد اما نم نم و بی حوصله

 

باز قلب پنجره بر روی من وا میشود

 

بازهم پروانه ای در باغ پیدا میشود

 

بازهم لای کتابم می نهم یک شاخه یاس

 

می کنم بهر پیامی قاصدک را التماس

 

بازهم در هر شفق دلتنگ و دلگیر می شوم

 

بازهم با یاد تو سرشار رویا می شوم 



تاريخ : ٢ دی ۱۳۸٧ | ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ | نویسنده : پرستار کوچولو سالی | نظرات ()
  • ایران موزه
  • آسمان