همیشه از آنان که از خدا حاجت و درخواستی دارند و از او همواره چیزی می خواهند بسیارند ولی آنان که خود خدا را می خواهند نایابند و اندک

یادمان باشد. فقط از خدا بخواهیم  و از خدا، فقط خدا را بخواهیم. زیرا از خدا ، غیر از خدا خواستن ، کم خواستن است.

روزی مردی عقربی را دید که درون آب دست و پا میزند، تصمیم گرفت عقرب را نجات دهد اما عقرب انگشت او را نیش زد. مرد باز هم سعی کرد عقرب را از آب بیرون بیاورد اما عقرب بار دیگر او را نیش زد. رهگذری او را دید و پرسید. چرا عقربی را که نیش می زند نجاتش می دهی ؟

مرد پاسخ داد: این طبیعت عقرب است که نیش می زند ولی طبیعت من عشق ورزیدن است. چرا باید مانع عشق ورزیدن شوم. فقط به این دلیل که عقرب طبیعتاً نیش می زند.

حالا واقعاً زمانی که به سودمون نیست عشق می ورزیم. اصلاً عاشق شدن ،فایده داره؟ عشق زمینی خیلی فرق میکنه باعشق الهی. مگه نه؟

عاشق خدا بودن قشنگه . آره. خیلی زیباهه. اما اگه یبار دست رو سر مریضی بکشی که نیاز به محبتت داره چه حسی پیدا میکنی؟

نه فقط یه پرستار این کارو نمی کنه. همه شما میتونین این کار را انجام بدین. شایدم انجام دادین. حس خوبیه نه؟

من که لذت میبرم لبخند زیبای یه مریض حس کنم.اون موقع است که رضایت شغلی ایجاد میشه. آره رضایت هم وجود داره . تو شغل ما معنی داره.باور کنین.... با اون وضعیت حقوق ، اون موقعیت و کمبودها ، اون شیفت های بد، اون ... دیگه چی بگم.... تعجب می کنین؟ اما هست اون آخ هایی که همه میگن.آره هست. اما اگه بخوای پرستار باشی. اون دردها یادت میره. خیلی هم خوشحال میشی که یه پرستاری. شما چطور خوشحال میشین؟

تا حالا شده بالای سر یه مریض بیدار بمونین ؟از خدا بخواین که خوب خوب شه؟

معلومه شده. برای بیشتر شما پیش اومده. حالا اون حس  نا شناس یه پرستارو درک میکنین. پس پرستار خودتون باشین. که واقعا مقدسه. یا حق.سلامت باشید.فرشته

 

 



تاريخ : ۱۸ آبان ۱۳۸٧ | ۸:٥٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پرستار کوچولو سالی | نظرات ()
  • ایران موزه
  • آسمان