سلام. با آنکه وقت نداشتم. وظیفه ام بود بیام به همه دوستای ورزشکارم بگم.

روز تربیت بدنی مبارک...راستی چقدر ورزش می کنین ؟

آره پشت میز کامپیوتر... موقع درس خوندن...موقع آشپزی و... .

میدونین بهترین ورزش برای بالا بردن روحیه، از بین بردن غصه و فکر و خیال چیه؟؟؟

یه نفس عمیق راحت... به دور از گرد و غبار شهر ،دردسرها

امروز با کلی بچه تو پارک بودم... میدونین از چه چیزی شون حسودیم شد... با کوچکترین چیز خندیدن...

 یکم فکر کنین...آره میشه یه نفس راحت کشید... تا حالا تمرین کردین... هر روزقبل از نشستن پشت کامپیوترتون ٣ تا نفس عمیق بکشین... نه صبر کنین!!!

الان ام دیر نیست یه نفس عمیق بکشین... نه اینجوری نه... یکم بیشتر..

آره این نفس کوچیک یه روز جون میگیره و یه روز جون میده.. حال نیومدین؟ خوبه..

حالا یکم رنگ و رو اومدین...

حالا اگه وقت کردینم یه ورزش جدی بکنینم بد نیستا... میدونم ٩٠ % فوتبالی که هستین...

من نمی دونم با اون وضع که یه ورزش دیگه می کردم...چرا فقط برای فوتبال تبلیغ میکنم. اما خوب ،همه ورزشها برادر هم اند. نه!!!!! خواهر هم اند.

راستی از همه دوستای خوبم که اومدن و دیدنو نظر نداده رفتنم تشکر میکنم حالا یه چایی می خوردن... اما خوب غنیمته که با اسمشون وبلاگمو رنگین کردن. ممنون. نظر سازنده البته داشتم.ناشکر نیستم. خدا را شکرلبخند

خدایا شکرت بخاطر همه اون چیزایی که داریمو نمی بینیم... بخاطر همه اون چیزایی که نداریمو ،و تو میدی..  وبخاطر همه اون چیزایی که ازمون گرفتی که قسمته... یا حق... ورزشکار باشید و شاد



تاريخ : ٢٦ مهر ۱۳۸٧ | ٩:٢٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پرستار کوچولو سالی | نظرات ()

سلام . راستی چقدر تا حالا فکر کردین که باید زبان بلد باشین...

فرقی نمی کنه ... فارسی ، عربی ، انگلیسی ، و... زبان برای حرف زدنه یا دوست شدن و یا..؟

دیروز توی وبلاگ دوستم داشتم جوک می خوندم که به یه جوک جالب در مورد زبان رسیدم.راستش غرور زنانه ام بالا رفت..میخوام براتون بگم...

میگن مردا در روز از ١۵٠٠ لغت استفاده می کنن ولی زن ها از ٣٠٠٠ لغت . میدونین چرا آخه باید همه جمله هاشون را دوبار بگن تا آقایون بفهمن.

اوخی.. آقایون ناراحت نشنا...اما یه واقعیته ..

حالا کاری به این حرفا نداریم... بیشتر شما ایرانی ها زبان انگلیسی حداقل بلدین . اما زبان اصلی دین مونو کمتر کسی بلده.یعنی یادگیریشو جدی نمی گیریم. میدونین بهترین راه برای یادگرفتن زبان، وقتی تو محیط نیستیم چیه؟ یادگرفتن و بکاربردن جمله.. در اصل ما باید سعی کنیم اول جملاتو یاد بگیریم و بعد قواعد و اصول را توش بکار ببریم.

 چند تا جمله براتون می نویسم و شما دوستان گلم سعی کنین این جملات را استفاده کنین تا فراموش نشه. سعی کنین با شوخی هم شده استفاده شون کنین .

مثلاً اگه می خواین بگین دوست دارم... بنویسین.... اکو چین تاکو ما....چه زبانیه؟ ...! اگه گفتین... اندونزیایی.. سعی می کنم از بین زبانهایی که حداقل آتل گرفته بلدم براتون پر کاربردترینشونو بنویسم.. بله می دونم قسمت ارتوپدی اینجا نیستا... اما خوب.. منم دلم به این حرفا خوشه دیگه...

راستی.....!!!!!

دوست دارین اگه یه پزشک یا پرستار را می بینین چی بپرسین؟؟؟؟ منتظر نظرات و پیشنهاداتون هستم.در مورد چی دوست دارین بدونین؟؟؟؟؟ بهم بگین و نظر بدین...قلب

اوه... جمله ها :

١. Good louk ....... حظا سعیداً....... و جمله معروف موفق باشین

٢.  Thank you very much ......  اشکرک کثیراً .......... خیلی ممنون

3.  How are you  ........ کیف حالک ...... حالت چطوره

4. what is your name  ...... شو اسمه   یا  اسمک ..... اسمت چیه

5. you are very welcome ..... یا اهلاً بک ..... خوش آمدید

علاقه باعث افزونی دانش است.

پرستار خود باشین... چه جسمی و چه روحی... یا حقلبخند

 

 



تاريخ : ٢٥ مهر ۱۳۸٧ | ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پرستار کوچولو سالی | نظرات ()

راستش امروز اومدم مطلب جدید اضافه کنم دیدم که این جوری دارم می نویسم کسی دوست داره. یکم خشک بود.رفتم یه دور طولانی به همه وبلاگ ها( نه به همه ها) زدم. حال کردم که یه جون ایرونی ام( نه!... یه کوچلوی ایرونی ام ).یعنی هستیم ... بله .. درست می گین... هستیم.

همه مطلب ها در موردحس و مشکلاته.. راستی چرا؟! آیا باید ما کوچلوها هم این مشکلاتو داشته باشیم. اصلاً تا حالا ازتون پرسیدن دوست داری کوچیک باشی یا بزرگ؟... چه جوابی می دین.؟ میگین اگه کوچیک باشین کسی تحویلمون نمی گیره! نه منظورم از کوچیکی بچه گونه رفتار کردن نیستا... منظورم داشتن ذات و سرشت یه کوچلوه.. میدونین دوست دارم به مشکلات درسی، شغلی ، اجتماعی و.... فکر نکنین. آره سخته اما ارزش داره.نداره ؟!

فکر می کنین می تونین؟میذارن؟

نه نه نه.... سریع جواب ندین...کمی صبر کنین!

کی نمی ذاره؟ اجتماع! (آدما! خانواده! همکارا!) یا مهمتر از اینا خودتون؟!!!!

آره درست فکر کردین.... خودتونین که نمی ذارین تو دنیای بچگی بمونین..

به خاطر چی ؟

اگه گفتین؟.... موقعیت اجتماعی... نه

هر انسانی یه شخصیت و سرشتی داره... که گاهی عوض نمی شه.اما خوب می شه اونو به سمتی راهنمایی کرد...چشم چشم.. تسلیم. نمی گم راهنمایی که می گین باز نصیحت شروع شد. هدایت کرد... هر کس می تونه بسته به علایق.. احساسات... خواسته ها... از همه مهمتر امید به کودکی درونش دست پیدا کنه..باور ندارینسوال

اما من دارم. میدونین چطوری ؟من راهی رو انتخاب کردم که دلم گفت برم.نگین دل زیاد حرف میزنه ها...که خودم همینو میگفتم..

من سر قسمت یه پرستار شدم ... یه پرستاری که درد نکشیده بود.. غصه نخورده بود... آره تو پر قو بزرگ شده بود.اما دید درد مردمو، شنید احساساتشونو، دید بی پولی هاشونو... و فهمید که نباید هر راهی رو بره که یکی دیگه بهش می گه... باید ببینه... بشنوه...احساس کنه...و..و...و 

اوخی ناراحت شدین... نشین... یاد گرفتم که باید یه خونه داشته باشم که غم بیرونو توش راه ندم... شاد باشم...شاد شاد

مثل شماها که باید باشین... آره کوچلوهای من ... بخندین و زمین رو لبریز محبت کنین... محبت نام نا آشنایی نیست... همه می دونن.. اما راحت گمش می کنن..

پس منم تلاش می کنم یه اتاق درست کنم که باعث شادیتون بشه...

به اتاق خنده خوش آمدید. البته یکم نمی دونم چی بگم... چون این مدتی که از زندگیم گذشته فقط درس خوندم...جوک بلد نیستم... فقط می دونم نباید غصه خورد.یچی هست که باید به امیدش زندگی کرد...اونم عشق.یا حق. به زودی زود می یام



ادامه مطلب
تاريخ : ٢٢ مهر ۱۳۸٧ | ۱:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پرستار کوچولو سالی | نظرات ()

سلام تازه اومدم آره... اما خوب کلی حرف دارم که واسطون بگم... کی می شنوه ؟ کسی که هنوز دنبال کودکیشه.

خوب از اول اول... اولش دیگه!.. یه پرستار کوچولو هستم که کلی دوست داره بگه!؟ چی بگه ؟ بگه سلام  سلام ..بگم اومدم تا با هم کمک کنیم دنیای کودکیمون خاموش نشه.

کم کم من این وبلاگ پر میکنم.. می خوام یک کوچولوی پربار باشیم دیگه... یه کوچولویی که سواد زیادی داره. منتظرم باشینا. خوب.

یادم رفت بگم! به همتون می گم خسته نباشید.بازم پیش من بیاین...

تا بعد فعلاً با اجازه



تاريخ : ٢۱ مهر ۱۳۸٧ | ٤:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پرستار کوچولو سالی | نظرات ()
  • ایران موزه
  • آسمان